شناسه خبر : 58456 1405/08/07 21:38:07
سفر؛ درجغرافیای خاطره واقلیم ناتمامی؛

خوانشی انتقادی از نمایشگاه نقاشی نوید ندایی در گالری اِو

در مواجهه نخست با نمایشگاه «سفر»، مخاطب با جغرافیایی متکثر روبه‌رو می‌شود؛ مجموعه‌ای از مکان‌ها و موقعیت‌ها که هر یک، دریچه‌ای به جهانی دیگر می‌گشایند و در پس تفاوت‌های ظاهری خود، حسی آشنا را زنده می‌کنند. گویی این سفر نه از جاده‌ها و مرزهای مکانی، بلکه از لایه‌های حافظه و تجربه‌های زیسته عبور می‌کند؛ حرکتی میان آنچه به یاد مانده و آنچه در غبار زمان محو شده است. هر تابلو ایستگاهی در این مسیر است؛ مکثی در برابر تصویری که پیش از آنکه مقصدی معین را نشان دهد، از کیفیتی درونی و تجربه‌ای انسانی سخن می‌گوید.

تجسمی آنلاین: شروین کندری: نوید ندایی، متولد ۱۳۶۶ در قزوین، دانش‌آموخته کارشناسی ارشد معماری از دانشگاه آزاد اسلامی قزوین در سال ۱۳۹۳ است. او فعالیت هنری خود را حدود یک دهه پیش آغاز کرد و نخستین حضور حرفه‌ای‌اش در سال ۱۳۹۵، در نشست تحلیلی نقاشان جوان استان در گالری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رقم خورد. برگزاری دو نمایشگاه انفرادی با عنوان‌های «سیاره زمان تلف‌شده» و «گرگ‌ومیش» در سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ در گالری تماشای قزوین، حضور در جشنواره هنرهای تجسمی فجر در سال ۱۴۰۰ و کسب عناوین برگزیده در شماری از رویدادهای هنری، از دیگر بخش‌های کارنامه او به شمار می‌روند.

استیتمنت نمایشگاه از همان ابتدا لحنی شخصی و روایت‌محور دارد و می‌کوشد مخاطب را به جهان ذهنی هنرمند نزدیک کند. بااین‌حال، یکی از ظرافت‌های نگارش چنین متنی، پرهیز از تصریح بیش از اندازه به مؤلفه‌هایی است که قرار است در خود اثر مجال کشف بیابند. اشاره مستقیم به عناصری چون جنگل، آتش یا کمپ، ممکن است افق انتظار مخاطب را پیشاپیش محدود کند و مسیر مواجهه او با نقاشی را به سوی خوانشی از پیش تعیین‌شده سوق دهد. استیتمنت زمانی بیشترین تأثیر را دارد که به‌جای ارائه نقشه‌ای قطعی برای تماشای آثار، امکان تأویل و کشف را فراهم آورد؛ زیرا بخشی از تجربه هنر در فاصله میان آنچه دیده می‌شود و آن چیزی شکل می‌گیرد که هنوز به زبان درنیامده است.

نوید+ندایی
 

مهم‌ترین امتیاز بصری مجموعه را باید در کیفیت نورپردازی و پیوند آن با پالت رنگی جست‌وجو کرد. نور در این آثار صرفاً ابزاری برای آشکارکردن فرم نیست، بلکه در ساختن فضا و شکل‌دادن به عواطف نقشی تعیین‌کننده دارد. گاه با تمرکز بر بخشی از تصویر، عناصر پیرامونی را به حاشیه می‌راند و گاه با فروبردن فرم‌ها در تیرگی، مرز میان حضور و غیاب را مبهم می‌کند. تضادهای نوری و رنگی، در بهترین نمونه‌ها، به خلق فضایی می‌انجامند که در آن تنهایی، انتظار و انزوا حضوری محسوس می‌یابند. پالت رنگی نیز از کارکرد توصیفی فراتر می‌رود و به عنصری برای بیان حالات روانی بدل می‌شود؛ کیفیتی که در کنار هیجانات اکسپرسیونیستی، به برخی آثار فضایی اندوه‌بار و وهم‌آلود می‌بخشد.

نوید+ندایی
 

بااین‌حال، شدت کنتراست‌ها در سراسر مجموعه از منطق بصری یکسانی پیروی نمی‌کند. در شماری از تابلوها، تقابل نور و تاریکی به‌شدت برجسته است، حال آنکه در برخی دیگر، فرم‌ها در میان خاکستری‌های رنگی محو می‌شوند. این تفاوت می‌تواند به تنوع بیانی مجموعه یاری رساند، اما در مواردی پیوستگی بصری آثار را نیز با پرسش مواجه می‌کند. مسئله نه ضرورت یکسان‌بودن تابلوها، بلکه چگونگی تبدیل تفاوت‌های آن‌ها به نظمی درونی است؛ نظمی که بتواند استقلال هر اثر را حفظ کند و در عین حال، نسبت آن را با کلیت نمایشگاه آشکار سازد.

از حیث موضوعی، مجموعه به چند قلمرو نسبتاً مستقل تقسیم می‌شود: مناظر برفی، طبیعت، فضاهای داخلی خودرو و اتوبوس و جمع‌هایی که زیر طاق‌ها گرد آمده‌اند. هر یک از این دسته‌ها ظرفیت آن را دارد که به مجموعه‌ای جداگانه با زبان بصری و منطق روایی ویژه خود بدل شود. سکوت مناظر برفی، حس گذر در فضاهای داخلی وسایل نقلیه و حضور جمعی در زیر طاق‌ها، امکان شکل‌گیری روایت‌هایی متفاوت را فراهم می‌آورد؛ اما پیوند میان این قلمروها بیش از آنکه بر ساختاری مشترک استوار باشد، بر مفهوم جابه‌جایی و حضور فیگورها تکیه دارد. این پیوند، به‌تنهایی، برای ایجاد انسجامی پایدار کافی به نظر نمی‌رسد.

 

از این منظر، چنین می‌نماید که «سفر» در دل خود چند مجموعه را جای داده است که هنوز به پیوندی ارگانیک نرسیده‌اند. البته گسست، فی‌نفسه، ضعف محسوب نمی‌شود و می‌تواند بازتاب تجربه‌ای باشد که از نظم خطی و روایت یکدست گریزان است. بااین‌همه، در این نمایشگاه مرز میان تنوع بیانی و پراکندگی ساختاری گاه مخدوش می‌شود؛ به‌گونه‌ای که مخاطب ممکن است به‌جای مواجهه با یک زبان نقاشانه منسجم، با رویکردهایی متفاوت روبه‌رو شود که صرفاً در موضوعی کلی اشتراک دارند. گویی نشانه‌هایی از گرایش‌های گوناگون تاریخ نقاشی در کنار هم قرار گرفته‌اند، بی‌آنکه همواره در دستگاه بیانی واحدی استقرار یابند.

نوید+ندایی
 

در سطح اجرا، تفاوت در میزان پرداخ ت چهره‌ها از جمله انتخاب‌های قابل تأمل هنرمند است. در اثری که سه پرتره را با درجات متفاوتی از تکمیل به نمایش می‌گذارد، یک چهره با جزئیات بیشتر شکل گرفته، دیگری نیمه‌تمام مانده و سومی در پس‌زمینه، زیر لایه‌ای کم‌جرم از رنگ پوست، به مرز محوشدن نزدیک شده است. این تمایز می‌تواند به بیانی شخصی درباره درجات حضور و غیاب بدل شود؛ گویی چهره‌ها نیز، همچون مکان‌هایی که از آن‌ها عبور می‌کنیم، در حافظه به یک اندازه باقی نمی‌مانند. برخی وضوح خود را حفظ می‌کنند و برخی دیگر به‌تدریج در غبار زمان فرو می‌روند. بااین‌حال، برای آنکه چنین انتخابی از سطح تمهیدی اجرایی فراتر رود، لازم است نسبت آن با ساختار معنایی اثر روشن‌تر شود.

نوید+ندایی
 

در کنار این ظرفیت‌ها، تخت‌شدن برخی فرم‌ها، به‌ویژه در فیگورها و فضاهای بسته، از کیفیت حجم‌پردازی و استقرار عناصر در فضای تصویر می‌کاهد. همچنین در شماری از آثار، کاستی‌های طراحی و تناسبات آناتومیک به چشم می‌آید؛ از جمله در تصویر کودکی با لباس زرد و شلوار قرمز در پس‌زمینه‌ای برفی. در این نمونه، ایرادات آناتومیک تمرکز بصری را از کلیت اثر منحرف می‌کنند و مخاطب را به‌جای درگیرشدن با فضای عاطفی نقاشی، متوجه ضعف‌های اجرایی می‌سازند. این مسائل نشان می‌دهند که ظرفیت‌های رنگی و فضاسازی مجموعه، برای دستیابی به تأثیری ماندگارتر، به پشتوانه‌ای استوارتر در طراحی نیاز دارند.

با وجود این کاستی‌ها، کیفیت رنگ‌گذاری در برخی آثار از نقاط قوت مجموعه است. رنگ در این نمونه‌ها نه صرفاً برای بازنمایی واقعیت، بلکه برای شکل‌دادن به حال‌وهوا و ایجاد تنش میان عناصر تصویر به کار گرفته شده است. این ظرفیت، همراه با رویکرد شخصی هنرمند به نور، نشان می‌دهد که مجموعه از امکان‌های بصری قابل اعتنایی برخوردار است؛ امکان‌هایی که با پالایش زبان اجرایی و بازاندیشی در نسبت میان تابلوها می‌توانستند به ساختاری سنجیده‌تر دست یابند.

در نهایت، «سفر» را می‌توان تلاشی برای گردآوردن تجربه‌های تصویری پراکنده در افق روایتی مشترک دانست؛ تلاشی که فرایند جمع‌بندی آن هنوز به پایان نرسیده است. گویی هنرمند از میان خاطرات و موقعیت‌هایی که در زمان‌های متفاوت شکل گرفته‌اند، مسیری واحد ترسیم کرده، بی‌آنکه تمام ایستگاه‌های آن به پیوندی استوار رسیده باشند. این ناتمامی، در مقام یک ویژگی ساختاری، هم محدودیت مجموعه است و هم امکان تأویلی آن؛ زیرا روایت هنوز بسته نشده و مخاطب می‌تواند در فاصله میان تابلوها، پیوندهایی را جست‌وجو کند که در ساختار نمایشگاه به‌صراحت شکل نگرفته‌اند.

نوید+ندایی
 

شاید معنای عنوان «سفر» نیز در همین تعلیق میان حرکت و توقف، رسیدن و نرسیدن آشکار شود. سفر همواره از مقصد فراتر می‌رود؛ آنچه از آن باقی می‌ماند، نه فقط تصویر مکان‌های پشت سر گذاشته‌شده، بلکه دگرگونی نگاه مسافر است. از این منظر، نمایشگاه نوید ندایی بیش از آنکه روایتی به پایان رسیده باشد، مسیری در حال شکل‌گیری است؛ مسیری که در آن، تصویرها گاه به یکدیگر نزدیک می‌شوند و گاه در فاصله‌ای حل‌نشده باقی می‌مانند. هنگامی که مخاطب از آخرین تابلو عبور می‌کند، آثار از دیوارها جدا می‌شوند و در حافظه او ادامه می‌یابند؛ جایی که هر تصویر، با خاطرات شخصی بیننده درهم می‌آمیزد و معنایی تازه می‌یابد. شاید سفر واقعی از همین نقطه آغاز شود؛ از لحظه‌ای که نمایشگاه پایان می‌گیرد، اما روایت همچنان در ذهن مخاطب ادامه دارد.

نمایشگاه انفرادی نقاشی «سفر» از نوید ندایی از ۲۴ مهر تا ۸ آبان ۱۴۰۵ در گالری اِو برگزار می‌شود.

نشانی: تهران، خیابان کریم‌خان زند، خردمند شمالی، اعرابی ۳، پلاک ۵.

کلیه حقوق این سایت برای تجسمی آنلاین محفوظ است
با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 85173
نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است
Copyright © 2019 www.‎TajasomiOnline.ir, All rights reserved. | Powered by www.dorweb.ir