سرویس‌های خبری
شناسه خبر : 58429
تاریخ انتشار : 1405/06/15 06:45

وداع با مردی میان رنگ و کلمه



جواد مجابی را بیشتر با شعر و داستان و طنز می‌شناسند، اما در کارنامه اش، هنرهای تجسمی فقط علاقه شخصی نبود؛ بلکه چند دهه از عمر او صرف دیدن، نوشتن، نقد کردن و ثبت کردن هنر نوین ایران شد.

به گزارش تجسمی آنلاین، جواد مجابی که از کودکی نقاشی می‌کشید، بعدها در مقام منتقد و پژوهشگر، نمایشگاه‌ها و هنرمندان بسیاری را دنبال کرد و کوشید تصویری از مسیر هنر مدرن ایران به دست دهد؛ تصویری که حاصل نشستن پشت میز و گردآوری منابع نبود، بلکه بخش مهمی از آن از تماشای آثار، گفت‌وگو با هنرمندان و حضور در متن تحولات هنری شکل گرفته بود.

مجابی متولد ۲۲ مهر ۱۳۱۸ بود و از همان سال‌های کودکی با تصویر و نقاشی آشنا شد. در خاطراتش از چهار یا پنج‌سالگی و نخستین مواجهه‌هایش با تصویر و رنگ گفته است؛ از نقاشی‌هایی که همراه برادرش، حسین مجابی، بر روی کاغذهای اداری می‌کشیدند و روایت‌های شاهنامه را به شکل دنباله‌دار تصویر می‌کردند.


اثری از جواد مجابی

خودش بعدها نوشته است: «فکر می‌کنم نقاشی کردن اولین چیزی بود که از چهار سالگی شروع کردم و تا امروز آن را ادامه داده‌ام.»
اما نسبت مجابی با نقاشی فقط به کشیدن تصویر محدود نماند. او در دهه ۱۳۴۰  وارد فضای جدی نقد و مطبوعات شد و بعدها به‌طور مستمر درباره هنرهای تجسمی ایران نوشت. در روزنامه اطلاعات، از سال ۱۳۴۷، به معرفی نقاشان و آثارشان پرداخت و بنا بر روایت خودش، تا سال ۱۳۵۷ هر هفته دو تا سه مقاله درباره نقاشی ایران منتشر می‌کرد.

او در مقدمه کتاب «نَود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» گفته است که این نوشته‌ها حاصل کنجکاوی مستمر درباره هنر تجسمی ایران بوده است؛ کنجکاوی‌ای‌ که با دیدن نمایشگاه‌ها و گفت‌وگو با هنرمندان ادامه پیدا کرد. به گفته خودش، در طول چند دهه کمتر نمایشگاه مهمی در تهران برگزار شد که آن را ندیده و درباره‌اش ننوشته باشد.

مجابی توانست مجموعه بزرگی از نوشته‌ها و مستندات درباره نقاشی ایران گرد آورد. حاصل این مسیر فقط مقاله‌های پراکنده نبود؛ بخشی از این نوشته‌ها در کتاب‌هایی مانند «سرآمدان هنر نو»، «نگاه کاشف گستاخ» و «هنرمند و زمان او» بازتاب یافت و در نهایت یکی از مهم‌ترین پروژه‌های او در حوزه هنرهای تجسمی، کتاب دوجلدی «نَود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» در سال ۱۳۹۵ منتشر شد.

مجابی در مقدمه این کتاب گفته که آنچه نوشته، روایتی ویژه از دیدگاه او از ۹۰ سال هنر تجسمی ایران است. او تاریخ هنر را مجموعه‌ای از نام‌ها و تاریخ‌ها نمی‌دید؛ تلاش می‌کرد هنرمند و اثرش را در متن شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه قرار دهد. از نگاه او، برای فهم ظهور یک هنرمند باید فضای فرهنگی آن دوره، جریان‌های اجتماعی، مخاطبان، سیاست فرهنگی، اقتصاد هنر و حتی میزان پذیرش یا انکار هنر مدرن را شناخت. 
در تمام این سال‌ها، رابطه شخصی مجابی با نقاشی هم قطع نشد. او برخلاف تصویری که ممکن است از یک منتقد ادبی و هنری به ذهن برسد، خودش نیز از کودکی نقاشی می‌کرد و بعدها آثارش را جدی‌تر دنبال کرد.

در سال‌های اخیر، نمایشگاه‌هایی از نقاشی‌های او برگزار شد و «هفتاد سال چهره‌گشایی» در سال ۱۴۰۲ در گالری طراحان آزاد، نمونه‌ای از نمایش این وجه از شخصیت او بود. در این نمایشگاه، آثار چند دهه نقاشی او در کنار هم قرار گرفتند؛ آثاری که ریشه‌هایشان را خودش در تجربه‌های کودکی، خاطره، مشاهده و تخیل می‌دانست.

همچنین در تیرماه ۱۴۰۵، آخرین نمایشگاه او با عنوان «شب‌های سفید بیمارستان و من» در بیمارستان برگزارشد. مجموعه‌ای از طراحی‌ها و نقاشی‌هایش در روزهای بستری و دوران درمان که در بیمارستان ایرانمهر به نمایش گذاشته شدند.

جواد مجابی تمامی حقوق مادی و معنوی این آثار را اهدا کرده تا این مجموعه، علاوه بر نمایش عمومی، به‌عنوان بخشی از یک پروژه پژوهشی در پیوند میان هنر، علوم اعصاب و تجربه زیسته، در این مرکز نگهداری شود.

نظرات
شما اولین نظر دهنده باشید.

نظر شما






کلیه حقوق این سایت برای تجسمی آنلاین محفوظ است
با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 85173
نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است
Copyright © 2019 www.‎TajasomiOnline.ir‎, All rights reserved.
Powered by www.dorweb.ir