سرویس‌های خبری
شناسه خبر : 58457
تاریخ انتشار : 1 ساعت 3 دقیقه پیش
نقدی بر نمایشگاه مجسمه‌های محمد شریفی در گالری هما؛

پمپئی؛ در ستایش سکوت یا انجماد معنا؟



نمایشگاه «پمپئی» محمد شریفی، با وجود برخورداری از ظرفیت‌های بصری قابل‌توجه، در تبدیل ایده‌ی تنهایی و بیگانگی انسان معاصر به زبانی مجسمه‌سازانه و متمایز، به توفیقی کامل دست نمی‌یابد. مجموعه بیش از آنکه در صورت‌بندی فرمی این مفاهیم به بیانی مستقل برسد، بر قدرت موضوع و بار عاطفی پیکره‌ها تکیه می‌کند؛ مسئله‌ای که فاصله‌ی میان ایده‌ی اثر و تحقق بصری آن را آشکار می‌سازد.

تجسمی آنلاین: شروین کندری: توجه به کیفیت مادی بدن‌ها، حذف رنگ و بهره‌گیری از نسبت میان پیکره و فضای خالی، زمینه‌ای برای شکل‌گیری تجربه‌ای تأمل‌برانگیز فراهم آورده است؛ تجربه‌ای که برای عبور از آشنایی مفاهیم و رسیدن به تشخص هنری، به انسجام بیشتری میان ایده، فرم و اجرا نیاز دارد.

محمد+شریفی
 

محمد شریفی، متولد ۱۳۶۶ در فسا و دانش‌آموخته‌ی کارشناسی ارشد نقاشی، در این نمایشگاه وضعیت انسان معاصر را در مواجهه با تنهایی، انزوا و گسست‌های عاطفی بررسی می‌کند. پرسش محوری در مواجهه با آثار او این است که این مفاهیم تا چه اندازه از سطح مضمون فراتر می‌روند و در ساختار خود مجسمه‌ها، به تجربه‌ای بصری و غیرقابل‌جایگزین بدل می‌شوند.

محمد+شریفی
 

عنوان «پمپئی» با ارجاع به شهری که در فوران آتشفشان مدفون شد، زمینه‌ای استعاری برای خوانش مجموعه فراهم می‌آورد؛ لحظه‌ای که زندگی در میانه حرکت متوقف می‌شود و پیکره‌ها به بقایای خاموش زمان بدل می‌گردند. این عنوان از نظر مفهومی ظرفیت قابل‌توجهی دارد، اما نسبت آن با مجموعه زمانی استحکام می‌یابد که فراتر از تداعی انجماد و سکون، در ساختار بصری و منطق اجرایی آثار نیز بازتاب پیدا کند. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که عنوان نمایشگاه بیش از آنکه برآمده از تجربه مواجهه با آثار باشد، به چارچوبی از پیش تعیین‌شده برای تفسیر آن‌ها تبدیل شود.

محمد+شریفی
 

یکی از نقاط قوت مجموعه، استفاده از پالت تک‌رنگ و تمرکز بر حجم، بافت و جزئیات کالبدی است. حذف رنگ، توجه مخاطب را به ساختار بدن و کیفیت مادی مجسمه‌ها معطوف می‌کند و امکان می‌دهد ژست‌ها و حالات بدنی نقشی محوری در انتقال معنا داشته باشند. بااین‌حال، این انتخاب زمانی به یک ضرورت بیانی بدل می‌شود که روابط میان حجم، نور، سطح و فضا از انسجام کافی برخوردار باشند. صرف حذف رنگ یا تأکید بر واقع‌گرایی، به‌خودی‌خود ضامن عمق معنایی نیست؛ همان‌گونه که بازنمایی دقیق بدن نیز الزاماً به بازنمایی پیچیدگی‌های روانی انسان نمی‌انجامد.

محمد+شریفی
 

فضای سفید پیرامون مجسمه‌ها و استفاده از پایه‌های ظریف در برخی آثار، بر احساس تعلیق و بی‌ثباتی می‌افزاید. این عناصر می‌توانند در خدمت ایده انزوا و گسست قرار گیرند، اما میزان تأثیرگذاری آن‌ها به نحوه پیوندشان با ساختار هر اثر وابسته است. خلأ هنگامی به عنصری معنادار بدل می‌شود که در رابطه‌ای سنجیده با حجم قرار گیرد، نه آنکه صرفاً پس‌زمینه‌ای برای برجسته‌کردن پیکره باشد. از همین منظر، ارزیابی مجموعه مستلزم توجه به این نکته است که آیا فضای خالی در شکل‌گیری معنای آثار مشارکت فعال دارد یا بیشتر نقش تقویت‌کننده اتمسفر کلی نمایشگاه را ایفا می‌کند.

محمد+شریفی
 

مجسمه‌های دونفره، مهم‌ترین بخش مجموعه از نظر ظرفیت انتقادی به شمار می‌روند. قرارگرفتن دو پیکره در کنار یکدیگر، بدون شکل‌گیری ارتباطی محسوس میان آن‌ها، به تناقضی بنیادین در زندگی معاصر اشاره دارد: نزدیکی جسمانی در برابر فاصله عاطفی. این آثار هنگامی بیشترین تأثیر را دارند که گسست میان دو شخصیت نه صرفاً از طریق موضوع، بلکه در سازمان‌دهی فرم، جهت‌گیری بدن‌ها و نسبت فضایی آن‌ها نیز آشکار شود. در اینجا، مسئله صرفاً بازنمایی تنهایی نیست، بلکه چگونگی تبدیل این مفهوم به تجربه‌ای بصری است؛ تجربه‌ای که مخاطب بتواند آن را در خود ساختار اثر دریابد، نه فقط از طریق عنوان یا استیتمنت.

محمد+شریفی
 

در مقابل، پیکره‌هایی با چشم‌های بسته و حالات فروبسته، نوع دیگری از انزوا را مطرح می‌کنند که می‌توان آن را خلوتی خودخواسته یا عقب‌نشینی از جهان بیرونی دانست. تقابل این آثار با مجسمه‌های دونفره، امکان تمایز میان آرامش تنهایی و رنج بیگانگی را فراهم می‌آورد. بااین‌حال، این دوگانه در صورتی از سطح یک تقابل مفهومی آشنا فراتر می‌رود که تفاوت آن‌ها در زبان فرمی نیز به‌روشنی صورت‌بندی شود. در غیر این صورت، مخاطب با ایده‌ای قابل‌فهم مواجه است که هنوز تمام ظرفیت‌های بصری و روان‌شناختی آن به فعلیت نرسیده‌اند.

محمد+شریفی
 

سایه‌های برجامانده بر دیوارها نیز از جمله عناصری هستند که می‌توانند دامنه خوانش آثار را گسترش دهند. سایه، در نسبت با پیکره، امکان طرح مسئله حضور و غیاب را فراهم می‌کند و می‌تواند همچون امتداد بصری بدن، به بخشی از ساختار معنایی اثر تبدیل شود. بااین‌همه، نباید صرفاً به سایه‌ها معنایی قطعی، مانند تجسم روح یا اندوه پنهان شخصیت‌ها، نسبت داد. اهمیت آن‌ها بیش از هر چیز در کیفیت رابطه‌شان با حجم، نور و فضای پیرامون است؛ رابطه‌ای که اگر از انسجام کافی برخوردار باشد، بدون نیاز به تفسیرهای تحمیلی نیز ظرفیت برانگیختن تأمل را خواهد داشت.

محمد+شریفی

در مجموع، «پمپئی» در انتخاب موضوع و برخی تمهیدات بصری، از ظرفیت شکل‌گیری مجموعه‌ای تأمل‌برانگیز برخوردار است؛ اما فاصله میان داشتن یک ایده و تحقق کامل آن در ساختار اثر، همچنان محل بحث باقی می‌ماند. تنهایی، انزوا و بیگانگی مفاهیمی‌اند که پیش‌تر در هنر معاصر بارها مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ بنابراین، ارزش افزوده چنین مجموعه‌ای نه صرفاً در بازگویی آن‌ها، بلکه در یافتن زبانی شخصی برای صورت‌بندی دوباره‌شان نهفته است. پرسش اساسی این است که چه چیزی این پیکره‌ها را از دیگر بازنمایی‌های بدنِ منزوی متمایز می‌کند و کدام ویژگی در ساختار فرمی آن‌ها، تجربه‌ای مختص به جهان هنری شریفی پدید می‌آورد.

محمد+شریفی
 

از این منظر، «پمپئی» را باید مجموعه‌ای با ظرفیت‌های قابل‌توجه، اما نیازمند انسجام بیشتر میان ایده، فرم و اجرا دانست. آثار در طرح مسئله تنهایی موفق‌تر از آن‌اند که همواره بتوانند آن را به تجربه‌ای بصری متمایز تبدیل کنند. بااین‌حال، مجسمه‌های دونفره، تقابل حجم و خلأ و توجه به زبان بدن، زمینه‌هایی هستند که می‌توانند در مسیر شکل‌گیری بیانی مستقل‌تر نقش مؤثری ایفا کنند. در نهایت، معیار سنجش این نمایشگاه نه صرفاً قدرت مفاهیمی است که مطرح می‌کند، بلکه میزان موفقیت آن در تبدیل این مفاهیم به ضرورت‌هایی درونی و غیرقابل‌جایگزین در ساختار مجسمه‌هاست.

نمایشگاه انفرادی مجسمه‌های محمد شریفی با عنوان «پمپئی» از اول تا دوازدهم آبان ۱۴۰۵ در گالری هما در حال برگزاری است.

نشانی: تهران، خیابان کریم‌خان، خیابان سنایی، کوچه چهارم غربی، پلاک ۸.

نظرات
شما اولین نظر دهنده باشید.

نظر شما






کلیه حقوق این سایت برای تجسمی آنلاین محفوظ است
با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 85173
نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است
Copyright © 2019 www.‎TajasomiOnline.ir‎, All rights reserved.
Powered by www.dorweb.ir